1. مغرب‌. راه‌نامه‌هاي محمدبن رشيدمراكشي (سيزدهم ـ 2) از آن جهت جالب است كه او به تاريخ‌ طبيعي توجه داشته و خود را مانند اغلب سياحان مسلمان به امور انسان‌ها محدود نساخته‌ است‌.
محمد شَفره و ابن لُيون‌، سُنّت نيكوي باغباني اسپانياي مسلمان را دنبال كردند. اولي‌ گياه‌شناس نام‌داري بود و در قادص يك باغ نباتات به وجود آورد. ابن‌ليون منظومه‌اي درباره‌ٴ كشاورزي سرود.
2. يمن‌.
علي‌مجاهد، پنجمين سلطان سلسله‌ٴ رسولي در حدود 1327م‌/728ه ق رساله‌ٴ مهمي‌ درباره‌ٴ پرورش و نگه‌داري اسب‌، خر، قاطر، شتر، گاوميش‌، گوسفند و گاو نوشت‌.
3. قلمرو مماليك‌. گروه مملوك مطابق معمول مهم‌ترين گروه‌ها و تعدادش بيشتر از بقيه‌ٴ مسلمانان‌ مشرق و مغرب بر روي هم است‌.
بيشتر طبيعي‌دانان‌، كه در سايه‌ٴ حمايت مماليك بحري برآمدند، دايرةالمعارف‌نويس بودند و از دو نوع‌: نوع علمي خالص (دمشقي‌، ابوالفدا، ابن شبيب‌1)؛ و آنچه بايد آن را نوع اداري يا انساني ناميد (نويري‌، ابن فضل‌الله عمري‌).
تقويم البلدان ابوالفدا حاوي يادداشت‌هاي گاه و بي‌گاه در باره‌ٴ جانوران‌، گياهان و كاني‌هاست‌، ولي خيلي كم‌تر از آنچه انتظار داريم‌. او كوشيد، تا آب و هواي هر كشور را توضيح دهد، ولي‌ ظاهراً نمي‌دانسته كه مطالعه‌ٴ حيات گياهي و جانوري هر كشور يكي از بهترين وسيله‌ها را براي‌ ارزيابي امكانات اقليمي به دست مي‌دهد. عجائب‌المخلوقات دمشقي از لحاظ تاريخ طبيعي‌ بسيار غني‌تر است و همين را مي‌توان در مورد كتاب ابن‌شبيب گفت‌. نخبةالدهر و جامع‌الفنون هر دو درخور بررسي دقيق كاني‌شناسان‌، گياه‌شناسان و جانورشناسان است‌. انتظار ندارم آنان به‌ گنجينه‌ٴ بزرگي دست يابند، ولي به تعداد زيادي مطالب عجيب برخورد خواهند كرد.
دو تن دايرةالمعارف‌نويس ديگر، يعني نويري و عمري بلندپروازتر بودند و مي‌خواستند تمام زمينه‌هاي تاريخ طبيعي و تاريخ انساني را تلفيق كنند. كتاب‌هاي عظيم آنان‌، نهايةالارب‌ نويري و مسالك‌الابصار عُمري از لحاظ موضوعات ((طبيعي‌)) غني است‌. مقايسه‌ٴ تطبيقي اين‌ پنج اثر بسيار مناسب خواهد بود.
اعراب هميشه به اسب‌، شتر، گوسفند، و چند جانور خانگي ديگر توجه داشتند، از اين رو، در ميان كتاب‌هايشان مي‌توان آثاري در باره‌ٴ اين جانوران يافت‌. مثلاً در مطالعات راجع به اسب‌، اين حيوان از بسياري جهات بررسي شده است ــ نگه‌داري و پرورش عادي اسب‌، يعني تاريخ‌ طبيعي و دام‌پروري‌؛ معالجه‌ٴ بيماري‌هاي آن‌، يعني دام‌پزشكي‌؛ كاربرد آن در زمان صلح‌، يعني‌


1. ابن‌شبيب در مصر زاده شد، ولي در عراق برآمد.